18/3/92 – 23/3/92

آیه نورانی این هفته :

ذلک بأن الله هو أاحق و أنه یحی الموتی و أنه و علی کل شئ قدیر.

"سوره مبارکه حج آیه ی 5 "


ســـــــــــــــــــــلام

سلامی به گرمی گرمای این روزا که با اینکه خیلی هم به شروع تابستون نمونده ولی گرماش زودتر پیش قدم شده  برای اومدن!

خــــــــــــوبیـن؟

ســــــــــــــلامتین؟

خوب خــــــــــــدارو شـــــــــــــکر ...

همین اول پست میخوام یه چیز بگم ... شاید چون این روزا خیلی درگیر این قضیه ایم به فکرم زد که این رو بگم.

بیایم حتی شده با یه اسمس ... یه حرف ساده ...یه جمله کوتاه قشنگ به هم روحیه بدیم... اصلأ یه کار خیلی خوب

این که هر لحظه که خوب بودیم و داشتیم برای این خوب بودنه خدارو شکر میکردیم واسه دوست و آشنا...برای همدیگه

یه دعای کوچولو و خیلی ساده و مختصر بکنیم این که "خدا حال همه خوب باشه ...چه وقتی که شادن ... چه وقتی که

یه جورایی درگیرن و دارن برای رفع درگیری با خودشون و دنیا دست و پنجه نرم میکنن!"

اگه دوست دارین یه دعای قشنگ یا یه حرف خوب که به نظرتون گلوله انرژی و روحیه ست و دلنشینه کامنت بذارین

تا همگی استفاده کنیم.

خوب میخوام برم سراغ موضوع این هفته ...

موضوع این هفته ..... دعـــــــــــا و نیـــــــایش ...

موضوع دلنشینیه ... میشه گفت فرا کتابیه و حرفای قشنگ و دلی زیاد میشه درموردش گفت ...

واژه ی آرامش بخشین ...دعا و نیایش.

دیدین وقتی که در حق کسی دعا می کنیم و حتی اگه برآورده نشده ولی بعد دعا کردن احساس آرامش می کنیم و شکی نیست

 که این دعا بعدها تأثیر خودشو هم برای خودمون و هم برای شخصی که دعا کردیم گذاشته...

چقدر به این معتقدین برای دعا کردن باید یه زمان و مکان مشخص رو انتخاب کرد ...

یا اینکه نه دائم الدعایین و در همه حال و توی هر شرایطی که قرار دارین دعا رو فراموش نمیکنین؟

یه نکته دیگه هم هست اینه که اگه برای کسی دعا کنیم حتی اگه ملتمس دعا هم نبود ....خودمون و خدای خودمون

آگاهیم که حداقل داریم ارادتمون رو و حق دوستی رو برای اون شخص به خودمون ثابت میکنیم.

این که خیلیا ناخودآگاه به دل میشینن و به های و هوی کردن برای اثبات دوستی شون هم نیازی نمیبینن و دوستی قلبیشون

تو وجود آدم حک و ثبت میشه یکی از دلایلش همین دعا کردنه س.

منتظر نظرات ارزشمندتون هستم...

.........

برنده مسابقه این هفته هم خانوم فریبا شیرکون از ورامین بودن که بهشون تبریک میگیم ...

 

داستان کوتاه ... مطلب انتخابی خودم!

مأیوس از دعا؟!!!

شخصی بود که نیمه های شب بر می خاست و در تاریکی و تنهایی ، به دعا و نیایش می پرداخت و

 با سوز و گداز خاصی « الله الله » میگفت ، مدتها او به چنان توفیقی دست یافته بود تا این که

 شیطان از حال و قال آن مرد خدا ، بسیار غمگین شد ،

در کمین او قرار گرفت تا او را فریبد .سرانجام در قلب او القاء کرد که : « ای بینوا ! چرا اینقدر الله الله می کنی ؟

 دعای تو به استجابت نمی رسد ، به این دلیل که مدتها خدا را صدا می زنی ،

ولی خدا حتی یک بار به تو لبیک نگفته است !» همین القاء

شیطانی قلب او را شکست و مایوسانه می گفت به راستی چه فایده ؟

هر چه دعا می کنم ، نتیجه بخش نیست ...

شبی با همین حال و دل شکسته و روح افسرده ، خوابید ، در عالم خواب حضرت خضر پیامبر (ع) به او گفت :

چرا این گونه مایوس و افسرده ای ؟

چرا راز و نیاز و نیایش با خدای خود را ترک نموده ای و چون پشیمان و نا امید ، از مناجات خدا کنار

کشیده ای ؟ او در پاسخ گفت:

« زیرا از در خانه ی خدا رانده شده ام و چنین یافته ام که این در ، به روی من بسته است ، از

این رو نا امید شده ام .» حضرت خضر(ع) به  او فرمود :

« ای نیایشگر بینوا! خداوند به من الهام کرد که به تو بگویم تو خیال

می کنی جواب خدا را باید از در و دیوار بشنوی ؟

همین که : الله الله می گویی ، دلیل آن است که جذبه ی الهی تو را به سوی

خودش می کشاند و از جانب معشوق  ، کششی به سراغ تو  آمده است و همین جذبه ، لبیک خدا به تو است ، 

چرا درست نمی اندیشی؟

نی ، کــه آن الله تو ، لبیــک ماست

آن نیاز و سوز و دردت ، پیک هاست

ترس و عشق تو،کمند لطف ماست

زیـــرهـــر یـــارب تـو لــبیــک هـاست

با استقامت باش ، دلت را استوار ساز ! گوش قلب خود را به صدای این و آن نفروش و بدان که

 همان سوز و گداز پر درد تو که از دل جانکاهت بر می خیزد ، دلیل پذیرش تو در درگاه خدا است ،

خدا به فرعون آن همه وسایل آسایش و رفاه داد تا صدای نفس او را نشنود :

در همه عمرش ندید دردسر

تا ننالد سوی حق آن بدگوهر

درد آمـــد بهتــر از ملک جهــان

تــا بخوانی تو خدا را در نهـــان

مرور صحبتهای آقای تقی پور:

 

شنیدین که بعضی ها میگن خدایا به ما فرقان عطا کن.فرقان یعنی تو بتونی فرق بذاری بین بد و خوب...

بین راه درست و غلط بتونی فرق بذاری...نگاهشون کنی...تحلیل کنی و راه درست رو هم انتخاب کنی.

یک سوره هم داریم تو قرآن به نام سوره ی مبارکه ی فرقان که آیه ی پایانیش این جور که تفسیر نمونه میگه

 نتیجه گیری و خلاصه مطالب کل این سوره س.

این آیه ی کوتاه و دوخطی این طور شروع میشه که بگو...اگه دعاهاتون نباشه

خدای من براتون وزنی و ارزشی قائل نیست.

از همین جمله میشه فهمید که قدر و وزن و ارزش ما به همون دستاییه که به سمت آسمون بلند میکنیم.

امام باقر (ع) فرمودند:از ایشون پرسیدند که اگه قرار باشه میون دعا کردن زیاد و

قرآن خوندن زیاد یکی رو فقط انتخاب کنیم ارزش کدوم بیشتره؟

امام فرمودند:دعا کردن زیاد.بعد هم آیه ی آخر سوره ی فرقان رو تلاوت کردند.

حتی احادیث هم میگن که دعا یه جور سلاحه!مثلأ شاید مثل یه تیری که از چله ی ذهن و دل رها میشه

 یه وقتایی به هدف میخوره یه وقتایی هم نمیخوره.صد البته که نه به هدف خوردن و اجابت شدن دعا از روی شانس و

بخت و اقبال نیست و نه به سنگ خوردن و خطا رفتن چنین تیری .

دعا کردن و خواستن قانون داره.این رو قبول داریم...

باید صبر کنیم گاهی وقتاو گاهی باید قانون ها رو یاد بگیریم.

همون جور که ما روح داریم...زمان ها و مکان های مختلف هم برای خودشون یه روحی دارن.

اتفاقأ روح ما از روح زمان و مکانی که توش قرار داریم تأثیر پذیره...این جوری نیست که به هم ربط نداشته باشن...

یعنی اینکه توی آشپزخونه ی خونه مون باشیم یا کنار ستون های مسجد الحرامنشسته باشیم...

برای روح و حس و حالمون یه جور نیست.برای همین هم هست که میگن بعضی جاها برای دعا کردن و

حاجت گرفتن مناسبتر از جاهای دیگه س.

بالاخره روح مسجد با روح یه مکان عروسی فرق میکنه.همین جور که مکان ها یه جور نیسن و روحشون و حس و حالشون

 با هم فرق میکنه زمان ها هم با همدیگه فرق میکنن.

اصلأ به همین خاطره که بزرگان ما هر وقتی و برای هر ساعتی یه دعا و نیایش ویژه یادمون دادن.

مثلأ شب قدر وقت خوندن جوشن کبیر و الغوث گفتنه.

ولی برای دلتنگی های عصر جمعه برای خیلیا چیزی بیشتر از دعای سمات جواب نمیده.

همین الان توی آمار و ریاضی و جبر یکی از مباحث خیلی مهم همین بحث احتماله.

اتفاقأ توی دعا کردن هم عواملی وجود دارن که احتمال استجابت دعا رو بالا میبرن یا یه وقتایی پایین میارن.

ممکنه یه نفر بی وضو باشه پشت سجاده هم نشینه و دعاش مستجاب بشه.

ممکن هم هست یکی وضو بگیره رو به قبله بشینه و بعد از کلی دعا کردن رنگ استجابت رو نبینه.

همه ی این چیزا ممکنه ولی رو به قبله بودن و با وضو بودن احتمال استجابت دعا رو بیشتر میکنه.

یه وقتایی ما یه دعایی میخونیم به این نیت که خواسته ای رو از خدای بزرگ که

 صاحب تمام هستی ست و آسمان و زمین در دست اوست بگیم.

یه وقتایی نه با خدا حرف میزنیم و چه بسا تو این مواقع از زبون خودمون و با کلمه ها و لحن مربوط به خودمون

 صحبت میکنیم.همون جور که گفتن که هیچ آداب و ترتیبی مجوی...هر چه میخواهد دل تنگت بگوی.

از امام محمد باقر(ع) روایت شده که فرمودن:

همانا موسی در توراتی که تغییر داده نشده از خداوند این گونه سوال کرد:

ای پروردگار من...آیا تو به من نزدیک هستی تا با تو مناجات کنم یا دوری تا تو را صدا زنم؟

پس خداوند به او وحی کرد ای موسی من هم نشین کسی هستم که مرا یاد کند.سپس موسی گفت:

چه کسی در پناه توست آن روز که هیچ کسی را جز تو پناهی نیست؟خداوند فرمود...آنها که مرا یاد کنند من هم آنها را یا کنم.

به یاد آنها هستم و آنها را در پناه خود دارم.

آن ها در راه من با یکدیگر دوستی میکنند و من آنها را دوست دارم.

آنان کسانی هستند که وقتایی بخواهم اهل زمین را به خاطر کارهایشان به مصیبتی گرفتار سازم یادشان کنم و

به سبب حضورشان بلا را از اهل زمین بگردانم و از آنها دور کنم.

میگن دعا قضا و قدر حتمی رو بر میگردونه حتی اگه اونچه طلب میکنی سر اون ساعت و روزی که

 مد نظرته به دستت نرسه اثرش محو نابود نمیشه.

یه جورایی در بهترین شکل و فرمش ذخیره میشه و یه جایی دست آدمو میگیره.همین حرفای ساده

و صمیمی ما با خدا برکاتش بیشماره.این رو اونایی که تجربه کردن بهتر میتونن درک کنن.

میگن یه روزی شاگردی از یه استاد سیر و سلوک پرسید که آیا این دعاها و نیایش هایی که شما به ما یاد میدین

 واقعأ باعث میشه که خدا بهمون نزدیک بشه؟استاد گفت که جواب تو رو با یه سوال دیگه میدم.

آیا طلوع خورشید به خاطر دعاها و نمازهای ماهاس؟شاگرد جواب داد البته که نه!ما دعا هم نکنیم خورشید طلوع میکنه.

استاد جواب داد خدا خیرت بده!خورشید طلوع میکنه چون فقط داره از یه قانون جهانی پیروی میکنه.

خدا هم همیشه به ما نزدیکه.چه دعا بکنیم چه بی حال و بی خیال دعا کردن بشیم.شاگرد پرید وسط حرف استاد و گفت:

یعنی منظورتون اینه که دعاها و نمازهای ما بی فایده س؟

استاد جواب داد که ابدأ...خورشید صبح به صبح داره طلوع میکنه ولی یه آدم خواب تو بگو

چطور میتونه این منظره رو ببینه؟!خدا هم همیشه به ما نزدیکه

 ولی ما بدون دعا بدون حرف زدن باهاش بدون راز و نیاز چطوری میتونیم نزدیک بودنش رو ببینیم.

مثل صدا زدن وقت و بی وقت بچه هاست.گاهی وقتا دیدین بدون اینکه کاری داشته باشن مادراشون رو صدا میزنن.

صدا میزنن که پاسخ مادرو بشنون.صدای مادر اونا رو آروم میکنه.احساس آرامش میکنن.

این خاطره ی کوچیک و شیرین و دوستداشتنی بین خیلیا مشترکه اما مختص دوره ی کودکی نیست.

توی روزای نوجوونی و جوونی هم صدا کردیم اونی رو که باهاش احساس آرامش و امنیت میکنیم.

حالا فرقی نمیکنه حاجتی داریم یا گرهی تو کارمونه که صداش میکنیم یا همین طوری

محض به آرامش خاطر و امنیته که اسمشو میاریم.

یه وقتایی حاجتامون انقدر کوچک و پیش پا افتاده س که خجالت میکشیم به خاطرش دعا کنیم.

این جور وقتا باید حواسمون به یه حقیقت خیلی مهم باشه...باید حواسمون باشه که حاجت داشتن و

 حاجت خواشتن فقط یه بهونه س برای حرف زدن با

خدا و برای اینکه به یاد خدا باشیم.پس اشکالی نداره که یه حاجت کوچیک و پیش پا افتاده رو بهونه کنیم و

بازم بریم درخونه ی خدا.

یکی از راه های استجابت دعا اینه که فقط توی روزای سختی یاد خداوند نباشیم.

همیشه خدارو یاد کنیم.همیشه یعنی وقت خنده ها و گریه ها.هم وقت دارندگی و برازندگی و هم موقع نداری و دست تنگی.

هم وسط روز روشن و هم نیمه ی شبای تار.هم نشسته هم ایستاده.هم وقتی که دراز میکشیم و پلک روی هم میذاریم.

به قول بابا طاهر خوشا آنان که دائم در نمازند.

گاهی اوقات انقدر اهل تعارف میشیم که از معنی واقعی کلمه ها غافل میمونیم.خیلی پیش میاد که

 از همدیگه میخوایم که دعا کن برای من یا اصطلاح معمولیش میگیم التماس دعا و

 بعدش هم با تعارف یه محتاجیم به دعا میگیم و وسلام و تمام!

نه دعا میکنیم برای کسی نه اصلأ یادمون میمونه که چی گفتیم!این خیلی مهمه.

یکی از مهمترین خواسته های ما از همدیگه میتونه باشه.

گفت ما را از زبان غیر خوان.یعنی دعاهای ما در حق دیگران چه بسا به استجابت نزدیکتر باشه.پیامبر(ص) فرمودند:

هر کی میخواد دعاش مستجاب بشه باید گره از کار گرفتاری باز کنه.

یکی از دعاهایی که ممکنه خیلی وقتا ورد زبون ما باشه حتی اگه به زبون عربی نخوایم بخونیمش ته دلمون

این معنی رو داریم این که" اللهم إغفر لی الذنوب التی تحبس الدعاء"

یعنی ما گناهانی داریم و خطاهایی داریم توی زندگی

که دعا رو انگار حبس میکنه و نمیذاره که دعا به سمت استجابتش حرکت کنه.

یکی از چیزایی که باعث میشه که راه استجابت دعامون مسدود بشه کارایی که خودمون انجام میدیم.

یه وقتایی اشتباهات ما تیشه ای میشن که به ریشه ی درخت نیایش و خواهش میخورن و اجازه نمیدن که

 ساقه های این درخت به درگاه خدا قد بکشه.نمیذارن که میوه ی استجابت بده.

از امیر الومنین (ع) روایت شده که فرمودند:اجابت دعات رو دیر مپندار در حالی که خودت با گناه راه اجابت رو بستی.

نه استجابت نشدن دعا دلیل اونه که خدا از ما خوشش نمیاد و نه استجابت دعا معنیش اینه که

 کارمون خیلی درسته و دیگه حرف نداریم.یه وقتایی خدا دعای بنده ش رو دیر مستجاب میکنه تا یه کمی بیشتر صداش رو بشنوه.

خدا حرف زدن بعضی از بنده هاش رو دوست داره ...

" دریای بزرگ دور یا گودال کوچک آب

فرقی نمیکند

زلال که باشی آسمان در توست"